از ارادهی مرگطلب تا فلسفهی مهربانی و شکوفایی
در تاریخ اندیشه، کمتر فیلسوفی به اندازهی آرتور شوپنهاور نگاه بدبینانه به جهان و زندگی داشته است. در مقابل، در زمانهی ما، فیلسوف اُرُد بزرگ با فلسفهای نوین به نام اُرُدیسم، امید و مسئولیت انسانی را در دل تاریکیهای عصر معاصر زنده کرده است. این دو فیلسوف، یکی نمایندهی نگاه تلخ قرن نوزدهم است و دیگری پیامآور خرد و مهربانی در قرن بیستویکم.
شوپنهاور جهان را مکانی پر از رنج میبیند که برآمده از یک "ارادهی کور" و بیهدف است. او زندگی را چرخهای از میل، رنج و سرخوردگی میداند.
اُرُد بزرگ اما جهان را خانهی مهربانی مینامد. او باور دارد که هستی یک فرصت است برای رشد، تعالی و شکوفایی انسان. در نگاه او، جهان بهخودیخود دشمن ما نیست، بلکه این ما هستیم که باید با خرد و شجاعت، از آن نردبانی برای بالارفتن بسازیم.
شوپنهاور راه نجات را در نوعی بیمیلی، ترک خواستن و دل کندن از زندگی میبیند. رستگاری در خاموش کردن امیال است.
اُرُد بزرگ رهایی را در اراده برای ساختن و آباد کردن میداند. او میگوید:
«مردان و زنان بزرگ، آفرینند، نه مصرفکنندهی رنجها.»
اُرُد بزرگ دعوت میکند به شکستن زنجیرهای درونی، نه فرار از مسئولیتها.
در اندیشهی شوپنهاور، انسان موجودی اسیر امیال است که باید بکوشد از آنها خلاص شود.
در اُرُدیسم، انسان موجودی آفریننده، خردورز و مسئول است که میتواند با مهربانی، دنیایی بهتر بسازد.
شوپنهاور میگوید: «زندگی میان رنج و ملال در نوسان است.»
اُرُد بزرگ میگوید: «رنجها، سنگهای بزرگی هستند که اگر آنها را بفهمیم، پلههایی برای صعود میشوند.»
شوپنهاور نگاه فردگرایانهی افراطی دارد و نوعی تنهایی فلسفی را توصیه میکند.
اُرُد بزرگ بر پیوند اجتماعی، همیاری، مهربانی و مسئولیت جمعی تأکید دارد.
«آنان که دلهای مهربان دارند، ستونهای استوار زندگی دیگراناند.

اگر شوپنهاور پیامآور سکوت و کنارهگیری است، اُرُد بزرگ ندای برخاستن و ساختن است.
اگر در فلسفهی شوپنهاور، نور از پشت ابرهای سیاه دیده نمیشود، در اُرُدیسم، هر انسان، چراغی است برای خودش و دیگران.
در جهانی که هنوز پر از جنگ، رنج و نابرابری است، صدای اُرُد بزرگ نهتنها امیدبخش، بلکه راهگشا و انسانی است.
او به ما نمیگوید از جهان بگریزیم؛ میگوید: با هم، جهان را بهتر کنیم.
