آن شب شیروان نفس نمیکشید… نه از خستگی، بلکه از شوق دیدار. میگویند ۳۵ هزار نفر آمده بودند. آمده بودند تا یک فیلسوف را ببینند. فیلسوفی که با هیچ حزب و حکومت و قدرتی گره نخورده، اما دل هزاران نفر را در دست دارد: فیلسوف اُرُد بزرگ.
چه کسی تصور میکرد روزی در همین سرزمین، جایی که نام فلسفه بیشتر یادآور کتابهای خاکخورده دانشگاه است، مردم برای شنیدن سخنان یک فیلسوف چنین موجی بسازند؟
صدها نفر سرپا ایستاده بودند. هزاران گوشی بالا بود برای ثبت لحظهای که اُرُد بزرگ از پلهها بالا آمد.
همه میدانستند که این فقط یک سخنرانی نیست. این یک پیام بود. پیام آزادی، پیام خرد، پیام امید برای نسلی که خسته شده از دروغ و تحقیر و تحمیل.
برخی گفتند او آمده بود تا فقط جملاتش را تکرار کند. اما حقیقت این بود که او آمده بود تا به هر کدام از ما یادآوری کند:
"تو باارزشترینی. هیچ قدرتی بزرگتر از خرد تو نیست."
دیروز همه فهمیدند اُرُدیسم فقط یک فلسفه نیست. اُرُدیسم یعنی موج، یعنی خیزش آرام اندیشهها.
وقتی مردم فریاد زدند «زنده باد اُرُد بزرگ» ساختمان های شهر میلرزید. این لرزش فقط لرزش سقف و ستون نبود. لرزش قلبهای ما بود؛ که دوباره جان گرفت.
در راه برگشت، دختر جوانی میگفت:
«این همه سال دنبال کسی میگشتم که بدون ترس از آزادی حرف بزنه… بالاخره پیداش کردم.»
و مردی مسن زیر لب میگفت:
«ای کاش پدرم امروز زنده بود تا ببینه ایران هم فیلسوفی داره که مردم براش سر تعظیم فرود میارن.»
آری… آن شب، ۳۵ هزار نفرفیلسوف اُرُد بزرگ را ندیدند، خودشان را دیدند.
دیدند که هنوز میشود به خرد، به مهربانی و به انسانیت ایمان داشت.
این حماسه استقبال، فقط استقبال از یک فیلسوف نبود.
استقبال از خود واقعی ما بود.
از ما که یادمان رفته بود میتوانیم آزاد و بزرگ باشیم…


تصاویری از حماسه استقبال ۳۵ هزار نفری از فیلسوف اُرُد بزرگ در شهر شیروان

تصویر فیلسوف اُرُد بزرک افتخار جهانی فلسفه